تبليغاتX
طلوع

!up

امروز فقط آپ...الان باید آپ شد...حالا باید up! رو دید...پس از یک سال از دیدن یک انیمیشن فوق العاده و اسکاری به نام wall-e حالا یک انیمیشن دیگر از والت دیزنی و استودیوی پیکسار تولید شده و بازار انیمیشن رو باز هم داغ کرده...خیلی وقت بود که منتظر گیر آوردن یک نسخه با کیفیت از این فیلم بودم چون دیدن انیمیشن با کیفیتش حال میده و قبلا تریلرش رو دیدم که به صورت 3D ساخته شده و تا حالا هیچ انیمیشنی رو به این درخشندگی و کیفیت ندیده بودم و برای اولین بار در تاریخ حدود 1500 سالن سینما فیلم را به صورت 3D اکران کرده اند.از نکات دیگر اینکه پیتر داکتر کارگردان UP نویسنده انیمیشن بزرگی بنام wall-e است که اثری به یاد ماندنی در تاریخ سینماست. و تا کنون نمره ی منتقدین در متاکریت 88 از 100 است که نشان دهنده ی عظمت این انیمیشن میباشد.هر چند که به عقیده من اصلا در حد و اندازه های wall-e نمیتونه باشه ولی نکته های زیبایی در این انیمیشن میشه دید که باید برای یک بار هم که شده به بالا رفت ، به قولی عمل کرد ،سرزمین های دیگر را ملاقات کرد و ماجراجویی کرد...

                              up

up 2009
کارگردان‌ها: Pete Docter
Bob Peterson (co-director)
نویسنده: Bob Peterson (screenplay)
ژانر: Animation | Action | Adventure | Comedy | Family
مدت فیلم: 96 دقیقه
بازیگران: Edward Asner, Christopher Plummer, Jordan Nagai, Bob Peterson, Delroy Lindo


!! نوشته شده توسط محمد | 11:21 | دوشنبه یازدهم آبان 1388 •

طلوع

پنچره باز است
و آسمان پیداست
 گل به گل ابر سترون در زلال آبی روشن
رفته تا بام برین ، چون آبگینه پلکان ، پیداست
من نگاهم مثل نو پرواز گنجشک سحرخیزی
پله پله رفته بی روا به اوجی دور و زین پرواز
 لذتم چون لذت مرد کبوترباز
 پنجره باز است
 و آسمان در چارچوب دیدگه پیدا
 مثل دریا ژرف
 آبهایش ناز و خواب مخمل آبی
 رفته تا ژرفاش
پاره های ابر همچون پلکان برف
 من نگاهم ماهی خونگرم و بی آرام این دریا
 آنک آنک مرد همسایه
سینه اش سندان پتک دم به دم خمیازه و چشمانش خواب آلود
 آمده چون بامداد دگر بر بام
می نوردد بام را با گامهای نرم و بی آوا
ایستد لختی کنار دودکش آرام
او در آن کوشد که گوشش تیز باشد ، چشمها بیدار
تا نیاید گریه غافلگیر و چالک از پس دیوار
پنجره باز است
 آسمان پیداست ، بام رو به رو پیداست
 اینک اینک مرد خواب از سر پریده ی چشم و دل هشیار
 می گشاید خوابگاه کفتران را در
 و آن پریزادان رنگارنگ و دست آموز
 بر بی آذین بام پهناور
 قور قو بقو رقو خوانان
با غرور و شادهواری دامن افشانان
 می زنند اندر نشاط بامدادی پر
 لیک زهر خواب وشین خسته شان کرده ست
 برده شان از یاد ،‌پرواز بلند دوردستان را
 کاهل و در کاهلی دلبسته شان کرده ست
 مرد اینک می پراندشان
 می فرستد شان به سوی آسمان پر شکوه پاک
 کاهلی گر خواند ایشان را به سوی خاک
با درفش تیره پر هول چوبی لخت دستار سیه بر سر
 می رماندشان و راندشان
تا دل از مهر زمین پست برگیرند
و آسمان . این گنبد بلور سقفش دور
 زی چمنزاران سبز خویش خواندشان
 پنجره باز است
و آسمان پیداست
چون یکی برج بلند جادویی ، دیوارش از اطلس
 موجدار و روشن و آبی
 پاره های ابر ، همچون غرفه های برج
 و آن کبوترهای پران در فضای برج
 مثل چشمک زن چراغی چند ،‌مهتابی
 بر فراز کاهگل اندوده بام پهن
 در کنار آغل خالی
 تکیه داده مرد بر دیوار
 ناشتا افروخته سیگار
غرفه در شیرین ترین لذات ، از دیدار این پرواز
ای خوش آن پرواز و این دیدار
 گرد بام دوست می گردند
 نرم نرمک اوج می گیرند ، افسونگر پریزادان
 وه ، که من هم دیگر کنون لذتم ز آن مرد کمتر نیست
 چه طوافی و چه پروازی
 دور باد از حشمت معصومشان افسون صیادان
 خستگی از بالهاشان دور
 وز دلکهاشان غمان تا جاودان مهجور
در طواف جاودییشان آن کبوترها
 چون شوند از دیدگاهم دور و پنهان ، تا که باز ایند
 من دلم پرپر زند ، چون نیم بسمل مرغ پرکنده
 ز انتظاری اضطراب آلود و طفلانه
 گردد کنده
مرد را بینم که پای پرپری در دست
 با صفیر آشنای سوت
سوی بام خویش خواند ، تا نشاندشان
بالهاشان نیز سرخ است
آه شاید اتفاق شومی افتاده ست ؟
پنجره باز است
 و آسمان پیدا
 فارغ از سوت و صفیر دوستدار خاکزاد خویش
 کفتران در اوج دوری ، مست پروازند
 بالهاشان سرخ
 زیرا بر چکاد دورتر کوهی که بتوان دید
 رسته لختی پیش
شعله ور خونبوته ی مرجانی خورشید.


مهدی اخوان ثالث.

!! نوشته شده توسط محمد | 16:52 | یکشنبه پانزدهم شهریور 1388 •

طاقت بیار رفیق!

آهنگ جدید سیاوش قمیشی با نام رفیق

یک آهنگ امیدوار کننده و زیبا در شرایط فعلی!


دانلود ترانه رفیق

 

متن ترانه رفیق

طاقت بیار رفیق

طاقت بیار رفیق ...

طاقت بیار میشه شنید, خندیدن دلخواه رو
تو زنده می مونی رفیق, طاقت بیار این راه رو
طوفانو پشت سر بذار, اون سمت ما آبادیه
این زمزمه تو گوشمه, فردا پر از آزادیه

طاقت بیار رفیق, دنیا تو مشت ماست
طاقت بیار رفیق, خورشید پشت ماست
طاقت بیار رفیق, ما هر دو بی کسیم
طاقت بیار رفیق, داریم می رسیم

دنیا اگه تاریک شد, دستای فانوسو بگیر
با من بیا با من بیا, چیزی نمونده از مسیر
سرما و سوز برف رو, آهسته پشت سر بذار
امروز وقت خواب نیست, ما با همیم طاقت بیار

طاقت بیار رفیق, دنیا تو مشت ماست
طاقت بیار رفیق, خورشید پشت ماست
طاقت بیار رفیق, ما هر دو بی کسیم
طاقت بیار رفیق, داریم می رسیم

طاقت بیار رفیق ... رفیق ... رفیق ...
طاقت بیار رفیق ... رفیق ... رفیق ...
رفیق ... رفیق ... طاقت بیار رفیق ...


سبز باشید

!! نوشته شده توسط محمد | 19:10 | پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388 •

داروگ


خشك آمد كشتگاه من

در جوار كشت همسايه.

گرچه می گويند: "می گريند روی ساحل نزديك

سوگواران در ميان سوگواران. "

قاصد روزان ابری، داروگ ! کی می رسد باران؟

 

بر بساطی كه بساطی نيست

در درون كومه ی تاريك من  كه ذره ای با آن نشاطی نيست

و جدار دنده های نی به ديوار اتاقم  دارد از خشكيش می تركد

-چون دل ياران كه در هجران ياران-

قاصد روزان ابری ، داروگ ! کی می رسد باران؟
!! نوشته شده توسط محمد | 11:19 | پنجشنبه چهارم تیر 1388 •